وبلاگ دوستداران استاد محمد رضا حکیمی
وبسایت: http://hakimi.mihanblog.com/
درباره وبلاگ از زبان مسئول وبلاگ:
صحبت اول ،کلام آخر
دقیق نمی دانم چند ماه پیش بود،شاید حدود7ماه قبل ،مشغول گشت و گذار در فضای مجازی بودم
،درموتور جستجوی گوگل کلید واژه ی ،«علامه حکیمی » رو جستجو کردم ،یکی از موارد
یافت شده ،وبلاگی بود با عنوان «استاد علامه محمد رضا حکیمی »، سریع لینکش رو باز کردم
،یک وبلاگ با طراحی خوب که ناشی از حسن سلیقه مدیر آن داشت .
وقتی نام مدیر وبلاگ رو دیدم ،باورم نمی شد ،بله ، مدیر وبلاگ کسی نبود جز دوست چندین و چند سا له ام«محسن زهتابچی ».
تعجب من ازاین بود که شاید در آن زمان من و محسن هفته ای دو شب به بهانه «الحیاة» با هم
بودیم و من از این وبلاگ بی اطلاع .
چند شب بعد محسن رو در منزل یکی از دوستان دیدم و موضوع وبلاگ رو ازش سوال کردم
، او گفت چند وقتی است که می خواد به من این موضوع رو بگه ولی نشده و به من پیشنهاد داد
که منم در این وبلاگ بنویسم .
جلسه بعد که محسن رو دیدم ،در مورد همکاری توی وبلاگش پرسید و من هم به صورت نه
چندان قطعی بهش جواب مثبت دادم.
این تردید من بخاطر چند دغدغه بود،همون دغدغه هایی که باعث شد چند وقتی دیگه تو این
وبلاگ ننویسم ،و امروز این چیزا رو بنویسم .
شاید مهمترین دغدغه من این بود که نوشتن در وبلاگی که در باره شخصیتی همچون استاد
حکیمی است چندان کار آسانی نباشد مقداری دست و پای آدم بسته می شه .برای حل این مشکل
،به خودم گفتم مطالبی از کتابهای استاد رو که برای کار دیگری خلاصه نویسی کرده بودم رو
،توی وبلاگ می نویسم .
مساله دیگر این بود که شاید دوستان دیگر یک فکرهایی به ذهنشون خطور کنه ، که من دوست
نداشتم اون فکرا از ذهنشون بگذره !
خلاصه برای بر طرف شدن همه این تردیدها با یکی ا ز دوستانم که حق استادی هم به گردن
من داره و بواسطه او با استاد حکیمی آشنا شده بودم ،مشورت کردم و یه جورایی هم ازش
اجازه گرفتم .
و اینگونه شد که تصمیم گرفتم با وبلاگ مزبور همکاری کنم ، و راضی هم بودم به این
همکاری ،چون می تونستم قسمتی از افکار مردی رو در فضای مجازی منتشر کنم ، که
شخصیتی کم نظیر میان دین شناسان معاصر داره و جای خالی افکار او در این فضا بشدت
احساس می شه !
و بدین صورت اولین پستم رو نوشتم ،و پس از مدتی دوستان دیگر متوجه شدند که حقیر در این
وبلاگ مطالبی می نویسم ،که البته هر کدام یه جور برخورد داشتند !
از اونجایی که بر آیند این برخوردها چندان مثبت و گرم نبود ازهمون موقع تصمیم گرفتم یه
متنی برای رفع بعضی ازشبهات توی وبلاگ بذارم .
آره ، می خواستم توضیح بدم اگر در وبلاگی به نام استاد می نویسم ،هیچ ادعایی ندارم ، بلکه
فقط می خوام در د نیا یی که جای تفکرات ایشون توی اون دنیا خالیست (منظورم دنیای اینترنته
)من به اندازه توان خودم ، به بیان دیدگاههای استاد بپردازم .می خواستم توضیح بدم که من از
حواریون استاد حکیمی نیستم ، هر چند( بقول دوست بزرگوارم درکتاب 150سال تلاش خونین)
«چند باری به سایق توفیق به محافلی راه یافتم که علامه حکیمی شمع آن محافل بود» .بله من
فقط دوستدار مرام و منش و گفته های استادم .
می خواستم روشن کنم که من مدعی مکتب تفکیک نیستم ،ولی در وانفسای امروز هیچ مکتبی
رو استوارتر از این مکتب وهیچ انسانی رو د لسوز تر(برای انسان) از مدعیان این مکتب
بخصوص علامه حکیمی ندیدم .
می خواستم خلاصه های کتاب استاد رو منتشر کنم ،خلاصه هایی که به سفارش یکی از دو
- ستان ساعتها وقت صرف آن کردم و فقط به کار خودم آمد،و دوست داشتم به کار دیگران
بیاید.
همه اینها و شاید بسیار بیشتر رو می خواستم بگم ولی تردید و سستی و گرفتاری مانع شد تا
اینکه امروز سری زدم به وبلاگ مکتب تفکیک ، دیدم در قسمت لینکهای وبلاگ ، نام لینک وبلاگ استاد حکیمی ،به وبلاگ دوستداران استاد حکیمی تغییر یافته و این مساله تلنگری شد تا بعضی از اون چیزهایی رو که می خواستم این چند وقت بنویسم ،خیلی سریع بنویسم و
منتشر کنم ،بعنوان آخرین پستم در این وبلاگ .(البته شاید یک پست دیگه بنویسم ، هر وقت که تصمیمم جدی شد برای راه اندازی یک وبلاگ دیگه)!
محمد علی جندقی زاده -23/5/89